همه‌ي ما با كلاغ ها آشنا هستيم . ممكن است از قيافه و صداي كلاغ ها خوشمان نيايد ، اما يكي از آنها خدمت بزرگي به ما انسان‌ها كرده و درس مهمي به ما آموخته است . اگر گفتي چه درسي؟ بله ، درس دفن كردن مرده‌ها . از چند هزار سال پيش در زماني كه اولين انسان يعني « حضرت آدم » در زمين زندگي مي‌كرد آن كلاغ معروف شد .


     

بله زمانی که قابیل برادرش هابیل را کشت و نمی دانست با جسد برادرش چه کند؟در مقابل چشم قابيل دو كلاغ با هم به دعوا پرداخته و يكي از آنها ديگري را كشت و سپس با پاهاي خود گودالي درست كرد و لاشه‌ي آن كلاغ مرده را در گودال انداخت و روي آن را خاك ريخت .
قابيل با ديدن اين منظره گفت : « واي بر من كه از اين كلاغ ناتوان تر هستم » . او از خودش خجالت مي‌كشيد كه اين قدر پيش خدا بي آبروست  كه خداوند كلاغ را براي ياد دادن دفن برادرش براي او فرستاده است .


این داستان در آيات 27 تا 31 سوره ي مائده آمده است.