صحیفه

زمان زندگی امام سجاد علیه السلام دوران سختی بود و حاکم ظالم آن زمان یعنی عبدالملک بن مروان به شیعیان خیلی سخت می گرفت و آنها را مورد اذیّت و آزار قرار می داد. امام سجّاد علیه السلام که امام و رهبر مردم بود باید آنها را به راه راست راهنمایی می کرد و راه دُرست زندگی کردن را به آنها یاد می داد. امام به خاطر مزاحمت پادشاه و سربازانش نمی توانست به راحتی با مردم حرف بزند. به همین خاطر امام حرف هایش را با دعا و نیایش به مردم یاد می داد. دعاهایی که امام می خواند، خیلی زیبا و پرمعنی بود و در کتابی به نام «صحیفه سجّادیه» جمع شده است.

کنترل کردن خشم و عصبانیت

روزی مردی در برابر امام سجّاد علیه السلام ایستاد و حرف تندی به او گفت؛ اما حضرت جوابش را نداد تا آن مرد رفت. امام علیه السلام به افرادی که آنجا نشسته بودند فرمود: «دوست دارم که همراه من بیابید و جواب من را بشنوید.» امام و همراهانش به راه افتادند و امام این آیه را می خواند: «کسانی که خشم خودشان را فرو ببرند واز مردم گذشت کنند، خدا آنان را دوست دارد.» وقتی به خانه او رسیدند، امام فرمود به او بگویید که علی بن الحسین علیه السلام آمده. آن مرد منتظر دعوا بود. فکر می کرد امام برای تلافی آمده؛ ولی وقتی در برابر امام قرار گرفت، امام فرمود: «ای مرد! آنچه که چندی پیش به من گفتی اگر در من هست، خدا مرا بیامرزد؛ ولی اگر چیزی که گفتی در من نیست، خدا تو را بیامرزد.» وقتی آن مرد این حرکت امام را دید از حرف هایی که به آن امام عزیز گفته بود شرمنده شد و گفت: «چیزی که در تو نبود به تو گفتم و من به آن حرف ها سزاوارترم.»