کودکی

شهید باهنر در سال 1312 در کرمان در محله قدیمی و فقیرنشین به دنیا آمد. او فرزند دوم خانواده بود و نُه خواهر و برادر داشت. در سن 5 سالگی به مکتب خانه رفت و علاوه بر قرآن، دیوان حافظ را هم یاد گرفت. در آن زمان تعداد مدرسه ها خیلی کم بود. فقط عده خاصی می توانستند به مدرسه بروند. افرادی که فقیر بودند، و یا از خانواده های متوسط بودند، به مکتب خانه می رفتند و بعد از تمام شدن درس، به دنبال کار می رفتند؛ چون نمی توانستند ادامه تحصیل بدهند. همه به سختی می توانستند درس بخوانند. خیلی از همسن و سال های شما آرزو داشتند درس بخوانند و به مردم خدمت کنند؛ اما مدرسه در اختیار آنها نبود. باید خیلی خدا را شکر کنید که همه چیز برای درس خواندن شما آماده است؛ مدرسه، معلم و...

تلاش و کوشش

شهید باهنر، در سن یازده سالگی وارد مدرسه معصومیه شد. در آنجا درس حوزه یعنی علوم دینی می خواند. او چون به درس روز یعنی مدرسه خیلی علاقه داشت، در کنار درس حوزه، درس مدرسه را هم می خواند و در امتحانات شرکت می کرد. او با تلاش خود وارد دانشگاه شد و مدرک دکترای الهیات گرفت. او فهمیده بود که انسان هر چه که بخواهد می تواند به آن برسد؛ به شرط این که تلاش و کوشش کند و از سختی ها نترسد. او حالا یک نخست وزیر بود و برای مردم ایران زحمت می کشید. او به همراه آقای رجایی برای حل مشکل محرومان و فقیران زحمت می کشید. دشمنان ما، از آنها خوششان نمی آمد. آنها در چنین روزی آقای رجایی و آقای باهنر را شهید کردند.

معلم مهربان

شهید باهنر معلم بود. او دوست داشت همه بچه ها درس بخوانند و به مردم خدمت کنند. او برای پیشرفت کودکان در درس، تلاش های زیادی انجام داد. او با کمک دوستانش توانست در زمان شاه، دبستان رفاه و مدرسه مفید را راه اندازی کند. خیلی از افرادی که در این مدرسه ها درس خواندند، الآن دانشمندانی بزرگ شده اند.