شعر کودکانه برج بابا
برج بابا
مریم اسلامی
یک راز میخواهم بگویم
بابای من یک برج دارد
او پولهایش را همیشه
بالای برجش میگذارد
خیلی بلند و پلهدار است
دور است راه برج بابا
چون که فقط یک بار در ماه
او میرود از برج بالا
هر وقت میگویم به او: پول!
با خنده میگوید: سر برج
راهش اگر نزدیکتر بود
هر روز میرفتم درِ برج
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ ساعت 12:10 توسط گل نرگس
|
حضرت امام خمینی(قدس سره)